تبليغاتX
نقاب
خبری بین المللی سیاسی فرهنگی

بسیاری از پایگاه های الکترونیکی در جهان عرب طی 24 ساعت گذشته در مورد اختلاف شدید به وجود آمده میان بهاء و سعدالدین، دو فرزند "رفیق حریری" نخست وزیر پیشین لبنان مطالبی را بیان کرده اند.

بهاء فرزند بزرگ "رفیق حریری" است اما پس از ترور پدرش ورود به عرصه سیاسی را رد کرد و بدین ترتیب عرصه را برای برادر کوچکترش، "سعدالدین" باز کرد.

 

 

در مطالب و گزارشاتی که طی 24 ساعت گذشته در پایگاه های مختلف جهان عرب منتشر شد و تعجب شدید کارشناسان و ناظران سیاسی و نیز افکار عمومی جهان عرب را برانگیخت، "بهاء" طی نامه ای برادرش "سعدالدین" و نیز همپیمانانش "سمیر جعجع" و "ولید جنبلاط" را افرادی "گوشت تلخ" و "متکبر" خواند.

در همین راستا برخی منابع آگاه از دفتر "سعدالدین حریری" اعلام کردند که وی فورا دستور داده که هیچگونه بازتابی از این نامه صورت نگیرد و کاملا محرمانه باقی بماند زیرا مطمئنا صدور این نامه به سود مقاومت اسلامی خواهد بود و قطعا ثابت می کنند که "اسرائیل" دشمن مشترک همه است.

برخی خبرنگاران صبح امروز با تماس به دفتر "سعدالدین" و نیز تماس با "بهاء" سعی کردند صحت این نامه را جویا شوند اما هیچ یک از طرفین حاضر به دادن پاسخ در این مورد نشد بنابراین به این نتیجه دست یافتند که به احتمال زیاد این خبر درست باشد.

این است بخشی از نامه "بهاء" خطاب به "سعدالدین":

 

ای شهروندان لبنان عزیز و ای پیروان "رفیق حریری"، سلام بر شما و بر شهیدمان و شهیدتان "رفیق حریری" و رحمه الله و برکاته. حدود یک سال و اندی پیش شما را از برادرم "سعدالدین" برحذر داشتم و اعلام کردم که او شما را به سمت در آتش سوختن لبنان هدایت خواهد کرد. نه به این علت که می داند یا نمی داند که چه می کند، بلکه به دلیل اینکه در خط مشی گروهی از مزدوران و خیانتکاران مانند فواد ]سینیوره[، هانی ]حمود[، جرج، داوود و غیره (نام کامل این افراد بیان نشده است) که همگی توسط "رفیق حریری" به حزب المستقبل راه یافتند، حرکت می کند. "رفیق حریری" این افراد که مانند تیغی تیز و برنده هستند را به درون حزب آورد تا با استفاده از آنان بتواند از این حزب محافظت کند اما این افراد پس از ترور وی حمله و تحرکات خود علیه حزب را آغاز کردند.

ما در جنگ به سر می بریم، بله جنگ. جنگی که "سعدالدین" با فشار "کاندولیزا رایس" و بازیچه اش یعنی "فواد سینیوره" لبنان را به آن کشاند.

ای شهروندان لبنان و ای دوستداران "رفیق حریری" شما را دعوت می کنم که از فتنه بر حذر باشید و با یکدیگر متحد شوید. "شیعیان" دشمنان شما نیستند بلکه "اسرائیل" دشمن شماست. "مارونی" ها و "سنی" های مخالف نیز دشمنان شما نیستند، بلکه "اسرائیل" دشمن همه ماست.

ای شهروندان لبنانی شما را از افتادن در فتنه برحذر می دارم. اگر جنگیدن واجب است، بگذارید "فواد سینیوره" فرزندش "محمد" که یکی از میلیاردهای جدید لبنان و صاحب یکی از بزرگترین شرکتهای اینترنتی و موبایلی در کشور است را به جنگ بفرستد. اگر "سعدالدین" به جنگ اصرار دارد، "هانی حمود" و برادر زنش "هانی العضم" و فرزندانشان را به جنگ بفرستد که از نمکدان "رفیق حریری" خوردند و پس از مرگش نمکدان شکستند و خونش را به بهایی ناچیز به "اولمرت" فروختند. بگذارید فرزندان "گالیری دیاب" و "وسام الحسن" که دوستان رهبران موساد هستند بجنگند.

ای شهروندان لبنانی باور نکنید که مقاومت خطرناک است و شما را تهدید می کند. چرا روزی که جوانان شما سید "حسن نصرالله" را فحش می دادند، وی با شما نجنگید؟!

والله من به عنوان فرزند "رفیق حریری" با سید ]حسن نصرالله[ که در برابر همگان قسم خورده که با قاتل "رفیق حریری" می جنگد. نمی جنگم.

"بهاء" در ادامه خطاب "میشل سلیمان" فرمانده ارتش لبنان گفت: همه ما با تو هستیم و از تو حمایت می کنیم.

وی در پایان خطاب به سید "حسن نصرالله" گفت: تو با عمامه خود از لبنان حمایت و دفاع کردی و ما نیز با خون "رفیق حریری" از مقاومت حمایت و دفاع خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 17:16  توسط فواد | 

تعدادی از کارشناسان و سیاستمداران عرب و مصری طی سمیناری اعلام کردند که عربستان سعودی پس از ترور "رفیق حریری" نخست وزیر پیشین لبنان، در افزایش بحران سیاسی این کشور نقش موثری ایفا کرده است.

روز گذشته سمیناری توسط موسسه تحقیقاتی و پژوهشی "حجاز ما" که مقر اصلی آن در کشور مراکش است، با همکاری اتحادیه روزنامه نگاران مصری در قاهره پایتخت مصر برگزار شد.  سرشناس ترین چهره های شرکت کننده در این سمینار "عبدالکریم العلوجی" اندیشمند عراقی، "رفعت سید احمد" نویسنده و روزنامه نگار مصری، "احمد السایح" استاد فلسفه اسلامی در دانشگاه الأزهر، "امام عبدالله" استاد علوم سیاسی در دانشگاه قاهره و تعدادی دیگر از سیاستمداران و کارشناسان مختلف بودند.

این کارشناسان حاضر در سمینار در ادامه سخنان خود افزودند: توطئه ای که عربستان سعودی در کشور لبنان چیده است در زمینه سیاسی و اقتصادی است و این کشور نقش ویژه ای در راستای منافع آمریکا و "اسراییل" ایفا کرده است به طوریکه همواره به بهانه خون "رفیق حریری" سعی کرده میان شیعه و سنی در این کشور جنگ بیاندازد و به اصطلاح نقش سوریه در لبنان را کمرنگ تر کند.

این کارشناسان در ادامه گفتند: عربستان سعودی همچنین پس از پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه از طریق فرزند و دست پرورده خود "سعدالدین حریری" تلاش می کنند که در برابر مقاومت بایستند. ناگفته نماند که عربستانی ها در این مسیر همچنین به "ولید جنبلاط" رهبر حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان که یکی از سرسخت ترین مخالفان حزب الله است، کمک مالی و تسلیحاتی کرده اند.

این کارشناسان در ادامه افزودند: بی شک نیروهای امنیتی عربستان و اردن با هماهنگی آمریکا و "اسرائیل" در جنایت ترور شهید "عماد مغنیه" به طور مستقیم دست داشته اند.

این کارشناسان عرب در ادامه می گویند: عربستان با اینکار علاوه بر اینکه می خواست به پیکر مقاومت اسلامی ضربه وارد کند، به دنبال آن بود که سوریه را کشوری ناامن نشان دهد و در نتیجه مانع برگزاری کنفرانس اتحادیه عرب که می تواند از فشارهای بین المللی علیه سوریه بکاهد، شوند.

این کارشناسان در ادامه خواستار برملا شدن تحرکات محرمانه و فتنه انگیز عربستان سعودی و نیز وهابیها

در لبنان شدند تا تمام اعراب از حقیقت مطلع شوند.

گفتنی است این سمینار از سوی روزنامه های الأهرام، المصری الیوم، الموجز، العرب، الدستور، السفیر اللبنانی، پوشش خبری شد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:26  توسط فواد | 
در سال 1948 ميلادي، صهيونيست ها که از نقاط مختلف جهان به سرزمين هاي فلسطيني کوچ کرده و آنجا را اشغال کرده بودند، دولت غصبي "اسرائيل" را بنا نهادند. به همين دليل تقريبا 100% مقامات بلندپايه رژيم اشغالگر قدس تباري غير فلسطيني و غير بومي دارند. طي اين گزارش به برخي از اين چهره هاي سرشناس نگاهي مي اندازيم.

1- مناخيم بيگن (1913- محل تولد لهستان) نخست وزير سابق

2- بنيامين بن العايزر (1937- محل تولد عراق) وزير جنگ سابق

3- موشه کاتساف (1945- محل تولد ايران) رئيس جمهور سابق

4- شيمون پرز (1923- محل تولد لهستان) رئيس جمهور فعلي

5- امير بيرتس (1952- محل تولد مراکش) وزير دفاع سابق

6- يهودا آبرامو ويتس (1913- محل تولد لهستان) خاخام سرشناس

7- موشه آرنز (1925- محل تولد ليتواني) وزير امور خارجه سابق
8- شائول موفاز (1948- محل تولد ايران) وزير جنگ سابق

9- شام وايزمن (1874- محل تولد روسيه) رئيس جمهور سابق
10- هزاک بن زوي (1884- محل تولد اوکراين) رئيس جمهور سابق
11- زالمن شازار (1889- محل تولد روسيه سفيد) رئيس جمهور سابق
12- ابرايم کت زير (1916- محل تولد اوکراين) رئيس جمهور سابق
13- شام هرزوگ (1918- محل تولد ايرلند جنوبي) رئيس جمهور سابق
14- داوود سلطان (1937- محل تولد مصر) فعال سياسي
15- اسحاق شامير (1915- محل تولد لهستان) وزير امور خارجه سابق
16- ديويد بن گورين (1886- محل تولد لهستان) نخست وزير سابق

17- موشه شارت (1894- محل تولد روسيه) وزير امور خارجه سابق - نخست وزير سابق

18- گلدا ماير (1898- محل تولد اوکراين) وزير امور خارجه سابق

19- رافائل بنحاسي (1940- محل تولد افغانستان) فعال سياسي
20- لوئي اشکول (1895- محل تولد اوکراين) نخست وزير سابق
21- رافائل ادري (1937- محل تولد مراکش) فعال سياسي
22- يوري آونري (1923- محل تولد آلمان) نماينده سابق کنيست
23- سيمحا آرليخ (1915- محل تولد لهستان) فعال سياسي
24- آبا ابان (1915- محل تولد آفريقاي جنوبي) وزير امور خارجه سابق
25- حييم بارلو (1924- محل تولد اتريش) ژنرال نظامي
26- حييم اورون (1943- محل تولد شيلي) از سياستمداران حزب ميرتس
27- اسحاق بن آهارون (1906- محل تولد روماني) فعال سياسي
28- يوسف دوف (1899- کانادا) قاضي و فعال سياسي
29- ديويد ماگين (1945- محل تولد مراکش) از رهبران حزب ليکود
30- شلومو هيلل (1923- محل تولد عراق) رئيس سابق کنيست
31- ويکتور شمعون (1915- محل تولد بلغارستان) نماينده سابق کنيست
32- دوف شيلانسکي (1924- محل تولد ليتواني) رئيس سابق کنيست
33- دان حالوتس (1948- محل تولد ايران) رئيس ستاد مشترک ارتش

34- نسيم زويلي (1942- محل تولد تونس) فعال سياسي
35- مايير شمگار (1925- محل تولد آلمان) فعال سياسي
36- اليعازر شوستاک (1911- محل تولد لهستان) وزير سابق
37- ران کوهي (1938- محل تولد عراق) وزير سابق
38- ايرائيل کيسار (1931- محل تولد يمن) وزير سابق
39- يتسرائيل گاليله (1911- محل تولد اوکراين) نماينده سابق کنيست
40- اوري زوي گرينبرگ (1896- محل تولد اسپانيا) نماينده سابق کنيست
41- زالمان شازار (1889- محل تولد روسيه) وزير سابق
42- امانوئل زيسمان (1935- محل تولد بلغارستان) شهردار سابق
43- ژاک نيريا (1950- محل تولد لبنان) مشاور سياسي
44- حاييم وايزمن (1974- محل تولد روسيه) رئيس جمهور سابق

45- مردخاي گور (1930- محل تولد روسيه) نماينده سابق در سازمان ملل
46- آلکس گلدفارب (1947- محل تولد روماني) نماينده سابق کنيست
47- ماير تلمي (1909- محل تولد آلمان) نماينده سابق کنيست
48- يعقوب حازان (1899- محل تولد روسيه) نماينده سابق کنيست
49- بنحاس روزن (1887- محل تولد آلمان) قاضي و فعال سياسي
50- ولاديمير ژابوتنسکي (1880- محل تولد روسيه) فعال سياسي
51- بنحاس سابير (1907- محل تولد لهستان) اقتصاددان و فعال سياسي
52- موشه حييم شاپيرا (1902- محل تولد روسيه) وزير سابق
53- مائير شطريت (1948- محل تولد مراکش) نظامي و نماينده سابق کنيست

54- ماير کاهانا (1932- محل تولد آمريکا) خاخام سرشناس
55- تدي کوليک (1911- محل تولد اتريش) فعال سياسي
56- آهارون ياريو (1920- محل تولد روسيه) نظامي و فعال سياسي
57- شموئيل هالپرت (1936- محل تولد روماني) خاخام سرشناس و نماينده سابق کنيست
58- اسير هاريل (1911- محل تولد روسيه) فعال سياسي
59- آريم درعي (1959- محل تولد مراکش) فعال سياسي
60- ميکائيل هاريش (1936- محل تولد روماني) فعال سياسي
61- هايدل زايدل (1920- محل تولد لهستان) نماينده سابق کنيست
62- يشايهوا ليبوويتز (1903- محل تولد روسيه) دانشمند و فيلسوف سرشناس
63- شلومو لورنس (1918- محل تولد مجارستان) رئيس کميسيون دارايي در دوران ليکود
64- ايستر سلمونويتس (1948- محل تولد آمريکا) فعال سياسي
65- تئودور هرتزل (----- محل تولد مجارستان) روزنامه نگار سرشناس
66- ماير يعاري (1897- محل تولد اتريش) فعال سياسي
67- افرائيم کاتزير (1916- محل تولد لهستان) دانشمند سرشناس
68- زالمان آران (1899- محل تولد روسيه) وزير و نماينده سابق کنيست
69- آهارون ابوحصيره (1938- محل تولد مراکش) شهردار و نماينده سابق کنيست
70- ميريام بن پورات (1918- محل تولد روسيه) فعال اجتماعي و سياسي
71- الياهو بن اليسار (1932- محل تولد لهستان) اولين سفير در مصر
72- شائول آويگور (1899- محل تولد روسيه) فعال نظامي و سياسي
73- يوسف بورگ (1909- محل تولد آلمان) وزير سابق
74- لوي آشکول (1895- محل تولد اوکراين) فعال سياسي

75- افرائيم اشترن (1907- محل تولد لهستان) موسس سازمان نظامي – تروريستي "لوهامي حيروت اسرائيل"
76- اسحاق بن زيوي (1884- محل تولد روسيه) رئيس جمهور سابق
77- آبراهام هکوهن کوک (1865- محل تولد ليتواني) خاخام سرشناس

78- اسحاق ليوي (1957- محل تولد مراکش) نماينده سابق کنيست

79- آفرائيم کاتزير (1916- محل تولد اوکراين) رئيس جمهور سابق

80- حييم هرتزوگ (1918- محل تولد ايرلند شمالي) فعال نظامي و سياسي

81- ديويد ليوي (1937- محل تولد مراکش) نماينده کنيست

82- زيو ولاديمير ژابوتنسکي (1880- محل تولد روسيه) فعال براي تأسيس رژيم

83- شيمعون شيطريت (1946- محل تولد مراکش) وزير سابق

84- هرتزل تئودور (1860- محل تولد مجارستان) پايه گذار و رهبر صهيونيسم سياسي

85- موشه شاحل (1936- محل تولد عراق) وزير سابق

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 17:46  توسط فواد | 
 

نخرید تا "اسرائیل" نابود شود!

بزرگترین سرمایه داران و صاحبان کارخانجات سرشناس ترین کالاهای جهان، صهیونیستی هستند. این افراد سالانه میلیون ها دلار برای تقویت و ادامه حیات رژیم اشغالگر قدس، کمک نقدی می کنند. بی شک ما با نخریدن و تحریم این کالاها می توانیم ضربه مهلک و شدیدی به این سرمایداران وارد کنیم و بالطبع این مسأله به طور مستقیم در تضعیف و نابودی این رژیم غاصب تأثیرگذار خواهد بود. طی این گزارش این سرشناس ترین این کالاها نگاهی گذرا می اندازیم.

بی شک این کالاها به دلیل سرشناس بودن مارک، نیازی به شرح ندارند زیرا بسیاری از ما تاکنون حداقل از یکی از این کالاها استفاده کرده ایم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 17:31  توسط فواد | 

"ولید جنبلاط" روز گذشته طی اظهاراتی غیرمنتظرانه خطاب به حزب الله و دیگر مخالفان دولت "فواد سینیوره" اعلام کرد که جناح حاکم کاملا آماده جنگ و درگیری هستند. کارشناسان سیاسی و استراتیژی جهان این سخنان "جنبلاط" را یک رفتار غیرسیاسی دانستند و آنرا فراخوان "جنگ تمام عیار" دانستند.

"ولید جنبلاط" همواره به عنوان یکی از باهوش ترین سیاستمداران لبنان شناخته می شود. وی پسر "کمال جنبلاط"، است. پدر او توسط افراد مسلح ناشناس مورد ترور سیاسی قرار گرفت و جان باخت. در حالیکه "کمال جنبلاط" از بهترین دوستان و همپیمانان دولت سوریه بود، "ولید جنبلاط" همواره اعتقاد داشته که پدرش توسط نیروهای امنیتی سوریه کشته شد به همین دلیل او یکی از سرسخت ترین مخالفان دولت سوریه در لبنان به حساب می آید.

 

اولین نکته ای که در سخنان روز گذشته "ولید جنبلاط" قابل توجه است اینست که وی از بسیار باهوش است، تاکنون سابقه نداشته که در سخنرانی خود کاغذ به همراه داشته باشد و از روی کاغذ مطالب خود را برای حاضرین قرائت کند. بنابراین می توان حدس زد که سخنان روز گذشته "جنبلاط" از خودش نبوده بلکه به وی املا شده بود و او برای اینکه آن را فراموش نکند، بر روی کاغذ یادداشت کرده بود.

نکته ای که می تواند این مسأله را ثابت کند اینست که وقتی وی حزب الله و دیگر مخالفان را به جنگ می طلبید، دقیقا مطالب را از روی کاغذ می خواند در حالیکه دیگر سخنانش را از حفظ می گفت.

نکته دیگر قابل توجه اینست که "جنبلاط" به رغم شخصیت بسیار قوی که دارد، اما در سخنرانی روز گذشته خود به شدت ترسیده بود و اضطراب داشت و دستانش در طول سخنرانی می لرزید. بی شک ترس و لرز او به خاطر جنگ نیست زیرا اگر می ترسید اصلا کسی را به جنگ فرا نمی خواند، پس از مسأله دیگری نگرانی و ترس داشت.

همگان شاهد آن بودیم که چگونه حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه سال گذشته ارتش رژیم اشغالگر قدس را به زانو در آورد. از نکات دیگر قابل توجه اینست که آیا "ولید جنبلاط" به تنهایی می تواند با حزب الله که رژیم صهیونیستی را شکست داد، بجنگند؟! و یا اینکه از سوی برخی کشورها وعده حمایت شده است؟

بی شک آقای "جنبلاط" با اینگونه سخنان درپی آن نیست خود را معروف تر کند و یا به عنوان رهبر اصلی و سخنگوی چهره جناح 14 مارس، از "سعد حریری"، "سمیر جعجع"، "امیل جمیل" و دیگر چهره های این جناح پیشی بگیرد زیرا اگر با این سخنان به دنبال این گونه اهداف است، دیگر نمی توان او را سیاستمدار خواند.

برخی منابع آگاه اعلام کرده اند "جرج بوش" رئیس جمهور آمریکا که کشورش را در باتلاق عراق و افغانستان گیر انداخته، در سفر اخیر خود به منطقه به این نتیجه رسید به واقعا همه سیاست های کشورش به شکست انجامیده بنابراین بهترین کار اینست که جنگ جدیدی در منطقه آغاز شود تا شاید آمریکا با پیروزی در آن بتواند بر شکست های دیگر خود سرپوش گذارد. "بوش" به این نتیجه رسید که بهترین کار آغاز جنگ دیگری با حزب الله است، بنابراین پس از بازگشت به آمریکا چند تن از مقامات وزارت خارجه کشورش را به بیروت فرستاد تا با مذاکره با شخصیت های مختلف سیاسی و از جمله "ولید جنبلاط"، زمینه های این جنگ را مهیا کنند. "بوش" تصمیم گرفته با کمک "جنبلاط" و برخی دیگر شخصیت های لبنانی ابتدا جنگ با حزب الله را از درون لبنان آغاز کنند و سپس حمله از طرف رژیم اشغالگر قدس به بهانه های مختلف از خارج لبنان آغاز شود.

 

ناگفته نماند که "سعد حریری" به عنوان یکی از اصلی ترین وزنه های جناح 14 مارس، روز گذشته طی سخنانی وقوع هرگونه جنگ داخلی در لبنان را بعید دانست. کارشناسان مختلف سیاسی اعلام کردند که "حریری" با این سخنان خواست خط خود را از "جنبلاط" جدا کند و بگوید که در صورت وقوع چنین جنگی علیه حزب الله نخواهد ایستاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 12:44  توسط فواد | 

روزنامه انگلیسی اندیپندنت در شماره صبح روز گذشته خود طی گزارشی به جنگ سومالی پرداخت و شکست محرمانه ارتش آمریکا در این کشور را سومین شکست آمریکا خواند.

اندیپندنت در ادامه این گزارش نوشت: ارتش آمریکا که پانزده سال پیش از سومالی عقب نشینی کرد، سال گذشته به صورت محرمانه به این کشور بازگشت.

در همین راست "استیو بلومفیلد"، خبرنگار اعزامی اندیپندنت در سومالی اعلام کرد: تعداد زیادی از نیروهای سازمان اطلاعات آمریکا CIA در مگادیشو پایتخت سومالی حضور دارند و به فعالیت و تحرکات بسیاری اقدام می ورزند.

 

"بلومفیلد" در ادامه می افزاید: این در حالیست که هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی نیز به طور مداوم در آسمان این شهر در حال پرواز و جمع آوری اطلاعات هستند.

وی در ادامه گفت: جنگندهای نیروی هوایی ارتش آمریکا طی 12 ماه گذشته، چهار بار حمله گسترده به نقاط مختلف مگادیشو انجام داده اند.

"بلومفیلد" همچنین افزود: آمریکا در سومالی مانند عراق و افغانستان به دنبال جنگ علیه تروریست است، اما این اقدام بی فایده است و ارتش این کشور مانند عراق و افغانستان شکست خورده است.

خبرنگار اندیپندنت در ادامه افزود: تعداد زیادی از افراد سومالی و تعداد کمی از افراد کنیایی که در این شهر توسط نیروهای امنیتی اتیوپی بازداشت شده اند، فورا به نیروهای امنیتی آمریکایی تحویل داده شده اند تا توسط آنان بازجویی شوند و به اصطلاح "اعتراف" کنند.

اندیپندنت در ادامه گزارش خود می افزاید: علیرغم حضور گسترده ارتش آمریکا و نیروهای امنیتی این کشور در سومالی، به دلیل سانسور خبری و اطلاع رسانی، به هیچ وجه حضور آنان محسوس نمی باشد و علت اصلی این مسأله شکست آمریکا و به اصطلاح "در باتلاق فرو رفتن" آمریکا در سومالی است.

این روزنامه در ادامه این گزارش می نویسد: "جان ییتز"، فرستاده آمریکا به سومالی چند روز پیش رسما به دیگر دیپلمات های حاضر در سومالی اعلام کرد که استراتیژی آمریکا در سومالی به شکست انجامید.

گفتنی است گزارش سازمان ملل متحد در مورد سومالی، این کشور را بدترین کشور آفریقایی از نظر اوضاع انسانی معرفی کرده است و این کشور را دارای بیشترین تعداد آوارگان نسبت به دیگر کشورهای آفریقایی اعلام کرده است.

در حال حاضر 600 هزار شهروند سومالی آواره هستند که 200 هزار تن از آنان در خیمه در پانزده کیلومتری مگادیشو زندگی می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 12:55  توسط فواد | 
پس از حمله ارتش آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی اوضاع منطقه متشنج تر از گذشته شد و روز به روز شاهد بحرانی تر شدن اوضاع هستیم و از سوی دیگر هر چند وقت یکبار آمریکای جنگ طلب، دوست و همپیمان اصلی خود یعنی رژیم صهیونیستی را بیشتر مورد حمایت نظامی قرار می دهد تا بتواند مدافع سیاست های آمریکایی در منطقه باشد. در واکنش به این مسأله کشورهای مختلف نیز که نگران مورد حمله قرار گرفتن هستند ناگزیر خود را برای دفاع آماده می کنند.

 

طی چند روز گذشته روزنامه های صهیونیستی و برخی دیگر رسانه های بین المللی سعی در بزرگ جلوه دادن تحرکات و تلاش های سوریه برای دست یابی به آخرین نوع موشک های جهان، داشتند. برای نمونه روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" صفحه اول خود را به گزارشی کامل در مورد آخرین دستیابی نظامی سوریه اختصاص داد و در آن ادعا کرد که سوریه به نوعی موشک زمین به زمین بسیار پیشرفته دست یافته است که با استفاده از آن می توان دورترین نقاط در سرزمین های اشغالی را با دقت هر چه تمام تر مورد هدف و حمله قرار دهد. در ادامه این گزارش آمده: سوریه با استفاده از این موشک ها همچنین می تواند به راحتی به تأسیسات هسته ای، فرودگاه ها، بندرگاه ها و دیگر نقاط حساس و استراتیژی در سرزمین های اشغالی حمله کند. "هاآرتص" در ادامه نوشت: اطلاعات دقیق در این مورد اخیرا از سوی دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در اختیار مقامات بلندپایه دولت صهیونیستی قرار گرفته است. در ادامه گزارش "هاآرتص" نوشته شده که این موشک های زمین به زمین حداقل 250 کیلومتر برد دارد و توانایی حمل مقدار زیادی مواد منفجره را دارد. در ادامه این گزارش که تنها هدف آن بزرگ جلوه دادن تحرکات نظامی سوریه بوده است، نوشته شده: سوریه علاوه بر این موشک، جدیدا به یک سکوی موشک زمین به هوا که ساخت روسیه است نیز دست یافته. قدرت این سکو به قدری بالاست که می تواند همزمان بین 8 تا 12 موشک را پرتاب کند و این بزرگترین خطر تهدید کننده نیروهای هوایی ارتش رژیم صهیونیستی است زیرا این موشک ها به راحتی می توانند جنگنده های ارتش صهیونیستی را از راه بسیار دور هم مورد هدف قرار دهند.

بر فرض اینکه تمام این اخبار او ادعاها درست بوده و سوریه همچنان در حال گسترش سیستم نظامی و موشکی خود است، به واقع آیا این موشک ها و یا دیگر سلاح های نظامی سوریه و یا هر کشور دیگری در منطقه می تواند رژیم اشغالگر قدس را مورد تهدید قرار دهد، در حالیکه این رژیم از سال های پیش پیشرفته ترین انواع موشک های مختلف نظامی و نیز سکوی های پرتاب موشک های مختلف را در اختیار داشته است؟! آیا تاکنون سوریه حتی یک تیر ناقابل به طرف سرزمین های اشغالی پرتاب کرده، در حالیکه همگان سال گذشته شاهد بودیم که چگونه ارتش خونخوار صهیونیستی در حمله وحشیانه و ددمنشانه خود هزاران هزار موشک از انواع مختلف از سوی سازمان ملل متحد هم تحریم شده است را بر سر کودکان و زنان بی گناه لبنانی می ریختند. البته نباید فراموش کرده که آخرین گزارش ها نشان می دهد رژیم صهیونیستی با مظلوم نمایی و بهانه کردن جنگ 33 روزه، همچنان به سرعت هرچه تمام تر در حال پیشترفته تر کردن سیستم موشکی خود است و اخیرا به موشک های فوق پیشرفته ای دست یافته است.

به راستی بدبین ترین و بی عدالت ترین کارشناس سیاسی و استراتیژی جهان هم با نگاهی گذرا به تاریخ رژیم صهیونیستی و جنایت های این رژیم به راحتی خواهد فهمید که هویت موشک های صهیونیستی همواره هجومی بوده در حالیکه هویت موشک های سوریه همواره دفاعی بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 12:2  توسط فواد | 

يک روز از درگيري مسلحانه ميان افراد مسلح ناشناس با نيروهاي آمريکايي و اشغالگر در عراق و افغانستان خبر مي شنويم، روزي ديگر گفته مي شود انفجار يک خودروي بمب گذاري شده باعث کشته شدن دهها تن شد، يکبار ديگر هم از منتشر شدن ويروس هاي خطرناک مختلف ميان اهالي يک منطقه خبري به گوشمان مي رسد، يکي دو روز پيش هم از قطع شدن اينترنت کل کشورهاي حوزه خليج فارس و هند و مصر و برخي ديگر کشورها، خبري شنيديم. به واقع علت اصلي اين مسأله چيست؟!

شبکه القاعده که سالها پيش توسط آمريکا به وجود آمد، اکنون به بزرگترين دشمن بين المللي آمريکا تبديل شده است. اين شبکه که توانسته تا به اين لحظه در برابر آمريکا مقاومت کند و خسارت هاي زيانباري براي اين کشور به بار آورد، کم کم از مرز مبارزه با آمريکا فراتر رفته و در نظر دارد که با تمام جهان مبارزه کند به همين دليل از راه هاي گوناگوني در اين مبارزه استفاده مي کند.
شبکه القاعده در سال 1988 توسط "شيخ عبدالله يوسف عزام" تأسيس شد. اما مدتي نگذشت که به نام دوست وي "اسامه بن لادن" شهرت يافت. "شيخ عبدالله" يکي از استادان دانشگاه در رشته "شريعت اسلامي" در دانشگاه اردن بود اما به دليل برخي افکار افراطي و برخي مشکلات ديگري که با مقامات دانشگاه به وجود آمد، از اين دانشگاه اخراج شد. وي براي آزار دادن مقامات رسمي اردن، مدتها در مقابل درب دانشگاه بسات کرده بود و به صورت دست فروشي به فروختن کتابچه هاي کوچک اسلامي اقدام مي ورزيد. مدتي بعد به افغانستان رفت و در کنار جنگجويان افغاني به مبارزه عليه شوروي سابق پرداخت. همان وقت با "اسامه بن لادن" آشنا شد و مي توان گفت تا حدودي مشترکا شبکه اي به نام القاعده را تاسيس کردند اما به دليل کم بودن سن "بن لادن"، مديريت اوليه اين شبکه را "شيخ عبدالله" برعهده داشت تا اينکه در درگيري ها کشته شد. پس از کشته شدن وي "بن لادن" که فرزند خانواده اي ثروتمند بود، با استفاده از ثروت شخصي خود به سازماندهي منظم شبکه القاعده پرداخت و هزاران نيروي جوان را جذب خود کرد.
پس از پايان جنگ در افغانستان به سودان رفت و در آنجا پادگاني براي آموزش نيروهاي خود تاسيس کرد اما مدتي نگذشت که با فشار آمريکا عليه سودان، او مجبور به ترک اين کشور به محلي نامعلوم شد. تا اينکه مجددا در افغانستان ديده شد.
تقريبا اولين عمليات بزرگ شبکه القاعده عليه آمريکا در سال 1998 ميلادي در دو شهر نايروبي پايتخت کنيا و دارالسلام پايتخت تانزانيا صورت گرفت. در آن دو عمليات سفارت آمريکا منفجر شد و به کشته شدن بيش از 213 آمريکايي و غير آمريکايي منجر شد.
پس از آن حادثه، بزرگترين عمليات اين شبکه عليه آمريکا در 11 سپتامبر 2001 رخ داد که در آن دو برج بزرگ تجارت جهاني و نيز وزارت دفاع آمريکا (پنتاگون) مورد حمله قرار گرفت. در آن حادثه که به اعتقاد بيشتر سياستمداران و کارشناسان سياسي جهان، نقطه عطفي در تاريخ آمريکا و نيز جهان بود، هزاران آمريکايي کشته شدند.
مي توان گفت پس از حمله آمريکا به عراق، اين کشور به صحنه مبارزه اصلي ميان اين شبکه و آمريکا تبديل شد.
شبکه القاعده طي سال ها مبارزه خود عليه آمريکا و ديگر کشورهاي جهان از روشهاي مختلف استفاده کرده است. برخي از اين روشها با عصر حاضر همخواني دارد.
1- همانطور که گفته شد، اولين روش مبارزاتي آنان روش مستقيم بود که در افغانستان و گاهي در عراق رخ مي دهد. يعني حمله مسلحانه افراد ناشناس (وابسته به اين شبکه) به نيروهاي آمريکايي و اشغالگر در هر دو کشور.
2- روش ديگر مبارزه، بمب گذاري است که خود چندين نوع دارد:
خودروهاي و ديگر وسايل نقليه و يا حتي کيف هاي بمب گذاري شده که در انفجار دو سفارت آمريکا در کنيا و تانزانيا و نيز در بسياري از انفجارها در افغانستان و عراق از اين روش استفاده مي شود. در انفجار شرکت نفت عربستان و يا ناو آمريکايي در سواحل يمن نيز از اين روش استفاده شد. در انفجار مادريد و يا انفجار مترو در لندن نيز از اين روش استفاده شد.
البته قابل ذکر است آمار نشان مي دهد اين شبکه براي انجام چنين عمليات بيشتر از جوانان استفاده مي کند اما به تازگي زنان و کودکان نيز در اينگونه عمليات ها مورد استفاده قرار مي گيرند. براي نمونه در انفجار دو هتل بزرگ در امان پايتخت اردن در سال 2003 ميلادي از يک زن نيز استفاده شد و يا در دو انفجار بزرگ بغداد که چند روز پيش رخ داد و به کشته و زخمي شدن بيش از 300 نفر منجر شد، از دو زن ميانسال استفاده شد. استفاده از کودکان در چنين عمليات هايي بيشتر در کشور افغانستان مشاهده شده است.
3- از ديگر روش هاي مبارزاتي اين شبکه منتشر کردن ويروس خطرناک و کشنده بيماريهاي مختلف است. در اين روش که اولين بار در کشورهاي شرق آسيا به خصوص در تايلند و تايوان استفاده شد، اعضاي اين شبکه با تزريق ويروس هاي مختلف به ميان مردم رفته و به اصطلاح به زندگي طبيعي خود ادامه مي دهند اما در واقع به نشر ويروس هاي کشنده تلاش مي ورزند. اين يکي از سخت ترين روش هايي بوده که تاکنون تقريبا غير قابل کنترل بوده است.
4- از ديگر روش هاي مبارزاتي اين شبکه از طريق اينترنت صورت مي گيرد. شبکه القاعده علاوه بر کمک گرفتن از شبکه عنکبوتي براي عضوگيري، عليه برخي پايگاه هاي الکترونيکي و اطلاعاتي آمريکا و ديگر کشورهاي جهان و يا پايگاه هاي الکترونيکي وزارت دفاع و يا برخي وزارتخانه هاي حساس کشورهاي مختلف، حمله مي کنند و با انداختن ويروس و يا ربودن اطلاعات، باعث ايجاد مشکل مي شود.
5- روش ديگر مبارزه که گويا جديد و مدرن به نظر مي رسد، خبر آن دو سه روز پيش منتشر شد. ابتدا خبري داشتيم که به دلايل فني اينترنت کشورهاي حوزه خليج فارس و نيز هندوستان و مصر و برخي کشورهاي ديگر قطع شده است. يکي دو روز بعد برخي منابع آگاه اطلاع دادند که پيش بيني مي شود اين مشکل يک اقدام تخريبي و توسط شبکه القاعده صورت گرفته است. کارشناسان اقتصادي اعلام کردند اين قطعي دو هفته اي اينترنت در منطقه، ممکن است ميلياردها دلار خسارت به اقتصاد اين کشورها وارد مي کند.
گويا "اسامه بن لادن" و يارانش همواره از روشهاي مختلف براي خرابکاري و خسارت وارد کردن استفاده مي کنند که با عصرمان که عصر ارتباطات است، همخواني داشته باشد تا بدين وسيله بتوانند بيشتر خسارت را به دشمنانشان وارد کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:8  توسط فواد | 

 

منابع غني موجود در كشورهاي افريقايي در كنار برخي كمكهاي كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي اسلامي در حالي صورت مي گيرد كه اثر اين مساعدتها در سطح رفاه زندگي مردم ملموس نيست و اين اعتبارات اغلب صرف هزينه ها و سرمايه گذاريهاي شخصي رهبران اين كشورها مي شود.

 آخرین بررسی و پژوهش های انجام شده نشان می دهد که سران و رهبران کشورهای قاره افریقا که فقیرترین کشورهای جهان به حساب می آیند، جزو بزرگترین سرمایه گذاران به خصوص در زمینه املاک، در شهر پاریس هستند.

بنا بر اين گزارش، صاحبان ویلاها، زیباترین حیاط ها و یا بزرگترین و مجلل ترين هتل های پاریس و دیگر املاک عظیم این شهر، میلیاردهای روسی و یا شیخ نشینان عرب نیستند بلکه عمده آنان سران کشورهای سیاهپوست و فقیر افریقایی هستند.

بررسی های انجام شده در 34 دفتر اسناد رسمی و محضری نیز نشان می دهد رؤسای جمهور و برخی مقامات بلندپایه کشورهای کنگو، گابن، بورکینافاسو، آنگولا، گینه و... همگی دارای این چنین املاکی در بهترین موقعیت های شهر پاریس هستند.

برای نمونه ماه ژوئن گذشته دو تن از فرزندان "عمر بونگو"، رئیس جمهور گابن، یکی از زیباترین هتل های شهر پاریس را به قیمت 19 میلیون یورو خریداری کردند. این دو فرزند 13 و 16 ساله هستند. "عمر بونگو" علاوه بر این هتل، 33 قطعه ملک و زمین که در بهترین و استراتژیك ترین نقاط پاریس هستند را برای خود خریداری کرده است. وي از سال 1967 تاكنون قدرت را در اين كشور در دست دارد.

اين در حاليست كه کمک های كشورهاي اسلامی به این کشورهای افریقایی به گونه ای نیست که برای آن کشورها و یا مردم فقیر این قاره مفید باشد. پرداخت تسهيلات غیرنقدی و یا به صورت کمک های زیرساختی به منظور افزايش اشتغال و رشد رفاه عمومي، در مقابل روند موجود پيشنهاد شده است.

با اين حال، طی دو سال اخیر یکی از کشورهای افریقایی که مورد توجه جمهوری اسلامی ایران نيز قرار گرفته، مجمع الجزایر کومور است. این کشور که در سواحل آفریقای شرقی است، اکنون در سطح رسانه های جهانی به قلعه جدید ایران شهرت يافته است. علت اصلی این مساله پیروزی "احمد عبدالله سامبی"، در انتخابات ریاست جمهوری این کشور است. "سامبی" که از نسل سادات نيز مي باشد، حدود 20 سال قبل در شهر قم تحصیل می کرده است. وي شیعه اثنی عشری و از حامیان جدید جمهوری اسلامی ایران، به ویژه انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) است.

"سامبی" به دلیل پوشیدن لباس روحانیت، در کشورش و در رسانه هاي غربي با لقب "آیت الله" خوانده مي شود. نکته قابل توجه اینکه وي نخستين رئیس جمهور کومور است که طی ربع قرن گذشته بدون کودتا و با انتخابات سالم به قدرت رسیده است. 

وی از لحظه به قدرت رسیدن به شدت با مفاسد اقتصادی مبارزه کرده و با هزینه های اضافی و ریخت و پاش های دولتي موافق نيست.

سامبي البته به دلیل فشار شدید فرانسه و امریکا، تاکنون در تمام مصاحبه ها و اظهارنظرهاي رسمی هیچگونه سخنی در مورد مذهب خود (شیعه یا سنی بودن) بيان نکرده است.

با اين حال، مخالفان وي به منظور تضعيف پايگاه اجتماعي اش، او را مزدور ایران معرفی می کنند، اما سامبي فقط خود را دوستدار جمهوری اسلامی و مقامات ايران معرفی می داند.

کومور با جمعیت حدود یک میلیون نفر، کشوری صد در صد مسلمان است و به تازگی برخی از شهروندان آن مذهب شیعه جعفری را برای خود برگزیده اند. ناگفته نماند این کشور زمینه مناسبی دارد تا در آینده نزدیک به کشوری کاملاً شیعی در نقطه استراتژیك در كنار اقیانوس هند، تبدیل شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 14:23  توسط فواد | 

 

جمهوری اسلامی ايران و مصر دو دولت بزرگ و تأثيرگذار در منطقه هستند که هر يک داراي اهداف و ديدگاه هاي خود براي تحقق منافع مي باشند. اين ديدگاه ها در برخي نقاط مشترک و در برخی موارد ديگر متضاد است.

روابط ايران و مصر همواره بر اساس اين ديدگاه هاي مشترک و غير مشترک بنا نهاده شده است. "انور سادات" رئیس جمهور سابق مصر يکي از بهترين دوستان "محمد رضا پهلوي" بود و به همين دليل روابط تهران- قاهره پيش از انقلاب، در سطح عالی قرار داشته است. روابط پهلوي با مقامات مصری به قدري مساعد بود که پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با وجود امتناع دولت ایالات متحده از پذیرش اقامت شاه، دولت مصر به وی پناه داد.

پهلوي و سادات، افکار و ديدگاههاي نزديک به هم داشتند. هر دو معتقد بودند راه حل 99 درصد از بحران ها و مشکلات خاورميانه در دست امريکاست. هر دو نیز علاوه بر به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي، رابطه خوبي با اين رژيم داشته و معتقد بودند که ديگر نبايد با رژيم صهيونيستي جنگيد.

استقبال مصر از پهلوی، مقامات ايراني را به خشم آورد اما به قطع کامل روابط منجر نشد تا اينکه چند ماه بعد در مارس 1979 میلادی، مصر با رژيم صهيونيستي توافقنامه صلح امضاء کرد. تهران پس از اين توافقنامه، بلافاصله روابط ديپلماتيک خود را به طور کامل با مصر قطع کرد و پس از ترور "انور سادات" در سال 1981 میلادی به دست "خالد اسلامبولي" يکي از اسلامگرايان افراطي مصر، ايران فوراً يکي از خيابان هاي خود را به نام او نهاد. اين اقدام به تيره تر شدن روابط دو کشور منجر شد.

با آغاز جنگ تحميلي، مصر بلافاصله حمايت کامل خود از عراق را اعلام کرد و به همين دليل روابط دو کشور تيره تر شد.

مدتي بعد در حاليکه جنگ تحميلي ادامه داشت، "حسني مبارک" رئيس جمهور فعلي مصر به قدرت رسيد و پس از آن، جنگ تبليغاتي تهران- قاهره عليه يکديگر فروکش کرد.

با پایان جنگ تحمیلی ایران در اقدامی یکطرفه هزاران نفر از اتباع مصری که به همراه نیروهای عراقی به اسارت در آمده بودند را به وساطت شیخ محمد غزالی روحانی مصری آزاد کرد.

پس از پايان جنگ تحميلي، بلافاصله برخي رفت و آمدها ميان دو کشور آغاز شد. براي نمونه تيم هاي ورزشي و هنري براي شرکت در مسابقات مختلف به کشور ديگر اعزام شدند. پس از آن نيز برخي وزراي دو کشور براي شرکت در کنفرانس هاي بين المللي که در پايتخت هاي دو کشور برگزار مي شد، به تهران و قاهره سفر کردند.

مدتي بعد يعني در سال 1990 میلادی حمله عراق به کويت آغاز شد. با اعلام بی طرفی ایران، روابط تهران با بسياري از کشورهاي عربي از جمله مصر بهبود یافت.

به رغم بهبود کامل روابط اما روابط محتاطانه ميان دو کشور ادامه يافت و در سال 1991 میلادی هر دو کشور دفتر حفظ منافع براي خود را در پايتخت ديگري بازگشایی کردند. روابط دو کشور پس از آن روز به روز بهتر شد و در سال 2000 میلادی "حسني مبارک" رئيس جمهور مصر براي اولين بار طي تماس تلفني با "سيد محمد خاتمي" رئيس جمهور وقت ایران صحبت کرد و اين دو رئيس جمهور در سال 2003 میلادی در حاشيه داووس  که در سویيس برگزار شد، با يکديگر ديدار و گفتگو کردند.


اين روابط حسنه مدت زيادي به طول نيانجاميد. در سال 2004 میلادی مصر به تهران فشار آورد تا نام خيابان "خالد اسلامبولي" را تغيير دهد که با مخالفت تهران روبرو شد. دسامبر همان سال دادستان عمومي مصر، ايران را به تلاش براي تجسس در مصر از طريق يک شهروند مصري به نام "محمد عيد" متهم کرد. مصر ادعا مي کرد اين شهروند مصري از طريق يکي از ديپلمات هاي ايراني در قاهره به يک مزدور و جاسوس براي ايران تبديل شده و وي براي انجام عمليات هاي تروريستي در مصر و عربستان سعودي برنامه ريزي مي کرده است. اين ادعاي دادستان عمومي مصر به شدت از سوي ايران تکذيب شد.

پس از اشغال عراق، مصر ايران را به تلاش براي افزايش نفوذ در عراق متهم و اعلام کرد براي مذاکره جهت بهبود روابط، بايد ابتدا ايران حسن نيت خود را از طريق تلاش براي بازگرداندن امنيت و ثبات به عراق ثابت کند.

اما با شکست کامل آمریکا در عراق و تبدیل ایران به یک  ابرقدرت منطقه ای، آمريکا کوشید تا جبهه ای عربی به محوریت عربستان و مصر ايجاد کند و در این راستا "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريکا چندين بار به قاهره و ديگر پايتخت هاي عربي سفر کرد و در یکی از آخرين سفرهای خود که به همراه "رابرت گيتس" وزير دفاع آمريکا صورت گرفت، قرار داد چندين ميليارد دلاري فروش اسلحه با چند کشور عربي از جمله مصر امضاء کرد.

مدتی نگذشت که روابط تهران– قاهره به گونه ای شاهد بهبودی شد که "علی لاریجانی"، عضو شورای عالی امنیت ملی طی سفری که غیر رسمی خوانده شد، به قاهره رفت و با وزیر خارجه و برخی مقامات دیگر این کشور دیدار و گفتگو کرد. از سوی دیگر مقامات مصری نیز طی اظهارات مختلف خواستار بهبود روابط دو کشور شدند.

با اوج گرفتن بحران غزه، دکتر احمدی نژاد در تماسی تلفنی با مبارک خواستار عدم مخالفت مصر با بازگشایی گذرگاه رفح و برچیدن دیوار حائل شد.

چندی بعد با برگزاری نشست سران مجالس کشورهای اسلامی حدادعادل رئیس مجلس و ناطق نوری مشاور رهبر انقلاب به مصر رفتند و در دیدارهای جداگانه با مبارک به بررسی راههای بهبود روابط دوجانبه پرداختند.

دکتر احمدی نژاد در اواخر خردادماه 86 و در سفر به امارات متحده عربی اظهار داشت: اگر مصر اعلام آمادگی کند تا پایان وقت اداری امروز سفارتمان را در قاهره بازگشایی خواهیم کرد.

اکنون دولتمردان مصری هستند که باید درک کنند مناسبات فرهنگی دو ملت ایران و مصر به سمت مقابله با سلطه جویی آمریکا و اسرائیل در حرکت است و سد کردن این مناسبات بهای گزافی خواهد داشت.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:13  توسط فواد | 

http://www.iranview.ir/index.aspx?tm=&cat=&subcat=&book=pars

با نوشتن نام خود به زبان انگلیسی در این آدرس می توانید نام خود را به خط میخی مشاهده نمایید

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 16:38  توسط فواد | 

در حالیکه برخی از موسسات مدنی، اهالی کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و نیز فلسطینیان 48 که در سرزمین های اشغالی اقامت دارند را با شعار "فرزند کمتر، زندگی بهتر" به کاهش زاد و ولد دعوت می کنند، صهیونیست ها زنان به اصطلاح مؤمن یهودی را به افزایش تعداد کودکان جهت افزایش جمعیت رژیم اشغالگر قدس، دعوت می کنند.

صهیونیست ها با استناد به کتب دینی خود و سوء استفاده از احساسات دینی زنان یهودی به اصطلاح مؤمن، آنان را به افزایش نسل یهودیان جهت بیشتر شدن جمعیت صهیونیست ها از فلسطینیان در سرزمین های فلسطینی دعوت می کنند.

اندیشمندان صهیونیستی نیز همواره در رسانه های مختلف طی سخنانی به نقش موثر و سازنده زنان متدین یهودی در تقویت رژیم اشغالگر قدس اشاره می کنند. این اندیشمندان می گویند: زنانی برای "اسرائیل" مفیدترند که صاحب هشت فرزند باشند، زیرا در این صورت است که ما می توانیم از نظر "دموگرافی" بر فلسطینیان برتری داشته باشیم.

"حوجی هوبرمن"، اندیشمند و نویسنده راستگرای صهیونیستی طی مقاله ای در روزنامه صهیونیستی "هتسوفیه" در مورد اهمیت نقش "رحم" زنان مؤمن یهودی در نبرد میان "اسرائیلی"ها و فلسطینیان می نویسد: غیر قابل انکار است که چپگرایان صهیونیستی در زمینه تبلیغاتی موفقیت قابل توجهی بدست آورده و توانستند با استفاده از در خدمت گرفتن رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، طوری وانمود کنند که نبرد اصلی میان شهرک نشینان سرزمین های اشغالی با فلسطینیان بر سر زمین و دموگرافی جمعیتی است و در صورت حل این دو مشکل یعنی برتری صهیونیست در این دو مورد، مشکل پرونده فلسطین حل خواهد شد و صلح و آرامش منطقه خاورمیانه را فرا می گیرد.

گفتنی است آمار و ارقام اعلام شده در پژوهش پژوهشگران آمریکایی که آشکارا به نفع صهیونیست ها تهیه شده است نشان می دهد که صهیونیست ها و فلسطینیان در سالهای آینده از نظر جمعیتی به یکدیگر نزدیک خواهند شد. گزارش ارائه شده توسط این پژوهشگران نشان می دهد که در سال 2025 میلادی صهیونیست ها 79% از جمعیت شهر "بیت المقدس" را تشکیل خواهند داد و مدتی بعد هم این آمار به 80% افزایش خواهد یافت. در این گزارش آمده: علت این افزایش جمعیتی میان یهودیان، افزایش شدید زاد و ولد میان یهودیان متدین است که به یهودیان آرتدوکس معروفند. گفتنی است برخی از این زنان معتقدند حداقل باید صاحب هشت فرزند شوند.

در این گزارش نیز آمده: حتی اگر یهودیان سراسر جهان به سرزمین های اشغالی کوچ نکند، "رحم" این زنان یهودی به افزایش جمعیت صهیونیست ها کمک خواهد کرد و این نبرد جمعیتی را به نفع ما به پایان خواهد رساند.

در ادامه گزارش آمده: در سال 2025 حتی نسبت یهودیان متدین نسبت به یهودیان سکولار نیز افزایش خواهد یافت به طوری که از 71% کنونی به 56% در آن سال کاهش می یابد در حالیکه یهودیان متدین که در حال حاضر حدود 16% جمعیت را تشکیل می دهند در آن سال به 29% افزایش خواهند یافت.

منابع آگاه صهیونیستی که خواستند نامشان فاش نشود، اعلام کردند: این گزارش تأثیر بسزایی در افزایش جمعیت صهیونیستها در سرزمین های اشغالی داشته است به طوریکه در گذشته حتی یک زن یهودی هم نبود که هشت فرزند داشته باشد، اما در حال حاضر تعداد زیادی از زنان متدین صهیونیست هستند که هشت فرزند و یا حتی بیشتر دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 14:0  توسط فواد | 

"به سلامت برو ای حمیل" نام فیلمی است که در کشور دانمارک توسط یک کارگردان عرب تبار تهیه شده است. موضوع اصلی این فیلم فتنه انگیز در مورد نبرد شیعیان و اهل سنت است.

این فیلم نبردی خونین میان شیعیان و سنی ها را به تصویر می کشد. فیلم سینمایی مذکور برای شرکت در یک مسابقه رسمی، به جشنواره بین المللی فیلم "روتردام" که در کشور هلند برگزار می شود، ارسال شده و به نمایش در آمد.

"عمر شرقاوی" متولد دانمارک، کارگردان این فیلم جنجال برانگیز است. پدر وی فلسطینی و مادرش دانمارکیست. او برای طبیعی تر نشان دادن فیلمش از برخی بازیگران عرب غیر سرشناس که در کشور دانمارک اقامت دارند، استفاده کرده است.

"شرقاوی" پس از اینکه فیلمی را که ساخته غیرطایفه ای و بیطرف خواند، در مورد فیلمش گفت: این فیلم برای فهماندن اختلافات تاریخی موجود میان مذاهب مختلف اسلامی به اعراب افراطی، مهم است.

مقامات برگزار کننده فیلم اعلام کرده اند که این اولین فیلم سینمایی است که در این زمینه ساخته شده و به رغم اینکه این اولین فیلم این کارگردان بوده اما موفقیت چشمگیری بدست آورده است.

حوادث این فیلم جنگی در دانمارک اتفاق افتاده و موضوع فیلم در مورد شیعیان و سنی های مقیم این کشور است. ابتدا برخی اختلافات موجود میان آنان را به نمایش در آورده و سپس نشان می دهد که پیروان هر طرف چگونه به انتقام گیری و کشتن یکدیگر می پردازند. خشونت این فیلم به حدی بالاست که آزار و انتقام گیریهای  بدنی را به نمایش می گذارد و نشان می دهد که چگونه پیروان این دو مذهب خون یکدیگر را بر زمین می ریزند.

نکته قابل توجه اینست که این فیلم علاوه بر اینکه به دور از نظارت مسلمانان و در یک منطقه غیر اسلامی ساخته شده، اصطلاح های بد و فحاشی بسیاری را از زبان پیروان دو طائفه به نمایش می گذارد و علاوه بر آن نیز برخی القاب قدیمی و ناپسند مانند "نواصب" و "روافض" که به ترتیب برای سنی ها و شیعیان به کار می رفته را مورد استفاده قرار داده تا از این طریق بتواند هر چه بیشتر میان مسلمانان فتنه انگیزی کند و تفرقه به وجود بیاورد. برخی از بخشهای این فیلم پیروان دو مذهب اصطلاح "کافر" را برای یکدیگر به کار می برند و به گفته برخی از افرادی که فیلم را دیده اند، در برخی از قسمت های آن نیز از اصطلاحات بسیار رکیک استفاده شده که به واقع شرم آور است.

برگزار کنندگان این جشنواره اعلام کردند که این فیلم به شدت مورد استقبال تماشاچیان و شهروندان هلندی قرار گرفت.

گفتنی است بسیاری از مسلمانان و اعراب مقیم هلند از تولید و پخش این فیلم که به واقع می توان آنرا یک فیلم مستهجن دانست، ابراز نارضایتی و خشم کردند.

"کامل حسین" یک عراقی مقیم هلند است. وی در این مورد می گوید: در این فیلم از موضوعی حساس که باید با آن بسیار آرام برخورد کنیم، سوء استفاده شده است و تنها هدف این مساله، سودجویی کارگردان و تهیه کننده آن است.

"منتهی صالح" از دیگر عراقیان مقیم هلند است. وی در این مورد می گوید: این فیلم با تکیه بر اوضاع بحرانی عراق و برخی اختلافات موجود میان پیروان این دو مذهب در عراق که اصلا واقعیت هم ندارد، به دنبال سودجویی است و دلیل این مساله آنست که می بینیم عراقی های پیرو این دو مذهب در کشورهای دیگر و حتی در هلند، هیچ گونه مشکلی با یکدیگر ندارند.

در یکی از صحنه های این فیلم که خشم بینندگان مسلمان را به شدت برانگیخت نشان می دهد که تعدادی از مسلمانان حاضر به ورود به یکی از مساجد نمی شوند و علت این مساله آنست که مسجد به پیروان مذهب دیگر اختصاص دارد.

"ثائر احمد" از عراقیان مقیم شهر "روتردام" در کشور هلند است. وی پس از اینکه این فیلم را دروغی خواند، می گوید: من بارها به دانمارک سفر کرده ام و اصلا مسلمانان این کشور به هیچ وجه چنین رفتارهایی ندارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 11:5  توسط فواد | 
دانشگاه "ملک عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود" در کشور عربستان سعودي با دادن آگهي بازرگاني به پايگاه الکترونيکي روزنامه صهيونيستي "هاآرتص"، اعلام کرده که دانشجو مي پذيرد.
گفتني است دانشگاه "ملک عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود" يکي از بزرگترين و سرشناس ترين دانشگاه هاي عربستان سعودي به شماره مي رود.
اين دانشگاه يک از دانشگاه مهندس و فني است که در سطوح مختلف از ليسانس تا دکترا دانشجو مي پذيرد.
رئيس اين دانشگاه، "علي النعيمي" وزير برق و نيرو در اين کشور است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 18:49  توسط فواد | 

یکی از نوادگان "محمد ابن عبدالوهاب"، بنیانگذار اندیشه "وهابیت" در عربستان سعودی، به تازگی به همراه تعدادی از دانشجویان عربستانی که در کشورهای اروپایی مشغول تحصیل هستند، جنبش جدیدی را با هدف انتشار "صلح" در جهان آغاز کرده اند.

"عمرو آل الشیخ" 27 ساله فرزند یکی از خانواده های با اصل و نسب و ریشه دار عربستانی است. جد بزرگ وی "محمد ابن عبدالوهاب آل شیخ"، بنیانگذار اندیشه "وهابیت" در کشور عربستان سعودی بوده است. "عمرو" که در شهر "برایتون" در نزدیکی "لندن" پایتخت انگلستان متولد شده، بیش از 21 سال از زندگی خود را در کشورهای اروپایی گذرانده است. او در واقع با زندگی در شهرها و روستاهای مختلف این کشور، در دل فرهنگ انگلیسی غلطیده است.

مدتی بعد نیز برای تحصیلات دانشگاهی، به شهر زیبا و پرزرق و برق "ژنو" در سوئیس سفر کرد. وی در رشته "سیاست و فلسفه" تخصص یافت و در کنار آن "روانشناسی و بازاریابی" را نیز آموخت.

او به تازگی با کمک تعدادی از دوستان خود و دانشجویان عربستانی که در کشورهای مختلف اروپایی مشغول تحصیل هستند، جنبش جدیدی را با هدف انتشار "صلح" به راه انداخته است.

وی در حالیکه زبان عربی را به سختی و با لهجه ای غیر عربی بر زبان می آورد، در مورد جنبشی که به راه انداخته گفت: ما جنبش خود را با یک جمله آغاز کرده ایم و آن هم این است: "یک امت".

"عمرو" در ادامه می افزاید: اندیشه به راه انداختن چنین جنبشی هنگامی به ذهنم خطور کرد که دانشجو بودم و با ملتهای دیگر نشست و برخواست و داد و ستد داشتم. در آن زمان شاهد بودم که دانشجویان مسلمان، مسیحی و یهودی، همگی با تکیه بر چنین جمله ای در کنار یکدیگر زندگی می کنند، سپس این عبارت به دلم نشست و تصمیم گرفتم با تکیه بر آن برای وحدت ادیان و ملتهای مختلف و گسترش "صلح" در جهان تلاش کنم.

"عمرو آل شیخ" در ادامه گفت: هر کار دسته جمعی موفق خواهد شد، به شرط اینکه افراد آن در کار خود مخلص باشند.

وی همچنین افزود: ما برای این جنبش خود، "تی شرت" های تبلیغاتی تهیه کرده ایم که بر روی آن جمله "one ummah" یعنی "یک امت"، به دو زبان عربی و انگلیسی چاپ شده است.

نوه بنیانگذار اندیشه "وهابیت" در ادامه گفت: یکی از عللی که جنبش ما نسبتا موفق شده اینست که برخی از گروهای سرشناس هنری جهان در مراسم خود با "تی شرت"های ما بر روی صحنه رفته و برنامه اجرا کردند، برای نمونه "MIMMS" خواننده سرشناس "RAP" در آمریکا، "هیثم زکی" بازیگر سرشناس مصر، برخی از اعضای گروه کویتی "میامی" و یا برخی دیگر از خوانندگان عرب و بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان و نیز برخی از زنانی که "مدل لباس". در مجموع در یک سال فعالیت، نتیجه بسیار عالی گرفتیم.

"عمرو" در ادامه گفت: البته به جز "تی شرت"، محصولات دیگری مانند شلوار، قاب تلفن همراه و برخی محصولات دیگر نیز با مارک همین جمله تولید کرده ایم. علاوه بر این فعالیت، در برخی شهرهای مهم جهان مانند دبی، نیویورک، واشینگتن، لندن، ژنو و غیره نیز سفیر "صلح" داریم.

این فرزند از نسل بنیانگذار اندیشه "وهابیت" که از افراطی ترین اندیشه های امروزه در جهان و ایدئولوژی اصلی شبکه القاعده به حساب می آید و پیروان آن خود را اسلامی ترین مسلمانان جهان می دانند، در پایان برقراری "صلح" در همه جهان را آرزوی خود اعلام می کند.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 20:41  توسط فواد | 

 

 

عنصر "دین" در اکثر خانواده های امریکایی مساله ای مهم نیست به همین دلیل آخرین آمار و ارقام در مورد ادیان زنان و شوهران امریکایی نمايانگر تفاوت دين و يا شاخه هاي مذهب در اين خانواده هاست.

به گزارش رجانیوز، آمار و ارقام تهیه شده توسط موسسه "KLAFF" در سال 1995 میلادی نشان می دهد 16%  از مردان یهودی در امریکا که در سال 1965 ازدواج کرده اند، زنانی غیر یهودی دارند. این آمار در سال های بعد به شدت افزایش یافته است.

در گزارش این موسسه آمده است 69% از مردان یهودی که در سال های 1985 تا 1995 میلادی ازدواج کرده اند، دارای همسران غیر یهودی هستند.

در همین راستا "جیمز دیویدسون" نیز در سال 1998 میلادی پژوهشی در این زمینه انجام داده که براساس آن، بیش از 30%  از ازدواج هایی که در کلیساهای کاتولیکی در سال 1997 میلادی انجام شده، شامل همسرانی با ادیان و مذاهب مختلف بوده است.

وی در ادامه می افزاید: البته نسبت اینگونه ازدواج ها در شهرهای مختلف که دارای ادیان گوناگون و متنوع هستند، متفاوت است. برای نمونه در شهر "براونسویل" در ایالت "تگزاس" 6% ازدواج ها اینگونه بوده است، در حالیکه در شهر "بارلنگتاون" در ایالت "فیریمونت" اين آمار به 71% مي رسد.

"دیویدسون" در ادامه گزارش خود می گوید علت پايين بودن اين آمار در ایالت "تگزاس" كاتوليك بودن بيش از 80% شهروندان آن است. همچنين به دليل اينكه شهروندان اين ايالت با پیروان ادیان و مذاهب دیگر کمتر سروکار دارند، اینگونه ازدواج ها کمتر صورت می گیرد.

گفتنی است مؤسسات دینی در سراسر جهان، پیروان ادیان و مذاهب خود را به چنین ازدواج هایی تشویق نمی کنند و از این مسأله نگرانند. علت اصلی نگرانی این مؤسسات، آینده دینی فرزندان این خانواده ها است.

برخی از زوج ها برای حل چنین مشکل با توافق طرفین، یکی از آنان تغییر دین داده و یا مذهب دیگری را برای خود برگزیده تا در آینده در تربیت کودکان هم مشکلی برای آنان پیش نیاید.

در حالت هایی که فرد بخواهد تغییر دین و یا مذهب دهد، یک سری اقدامات نیاز است که در برخی حالات کمی سخت است. البته تغییر مذهب از تغییر دین آسانتر است. برای نمونه هنگامیکه فردی بخواهد از مذهبي به مذهب پروتستانتی روی بیاورد، تنها کافیست برخی عبادت ها از جمله نماز مخصوصی را در کلیسای جدید پروتستانتها به جا بیاورد. اما اگر فردی بخواهد تغییر دین بدهد عملیات بسیار دشوارتری را باید پشت سر بگذارد. برای نمونه اگر یک مسیحی بخواهد دین یهودی را برای خود انتخاب کند، ابتدا باید "ختنه" شود و سپس یک نام یهودی برای خود انتخاب کند و در حمام مقدس خود را بشورد تا به اصطلاح از گذشته خود پاک شود.

تغییر دین از ادیان مختلف به دین مبین اسلام بسیار آسان است و تنها فرد با گفتن شهادتین مسلمان می شود. آمار نشان می دهد که بیشترین تغییر ادیان که در کشورهای غربی و به ویژه امریکا صورت می گیرد، روی آوردن به دین اسلام است.

گفتنی است تغییر دین تنها با انگيزه ازدواج، نشاندهنده کم اهمیت شدن عنصر "دین" در زندگی شهروندان امریکایی است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 14:54  توسط فواد | 

(پیش از تغییرات)

(پس از تغییرات)

برخی گزارشهای محرمانه که اخیرا توسط برخی منابع آگاه منتشر شده، نشان می دهد که آمریکا نقشه ای جدید برای تقسیم بندی سیاسی – جغرافیایی خاورمیانه طراحی کرده که از دل کشورهای منطقه سه کشور مختلف با نامهای "شیعستان" و "سنیستان" و "کردستان" به وجود خواهد آمد.

پس از حمله اشغالگران به عراق و گذشت دو سه سال از حضور ناموفق در این کشور، آمریکا تصمیم گرفت که عراق را به سه بخش یا به اصطلاح به سه کشور تقسیم کند. در همان زمان سخنان مختلفی در مورد این تقسیم بندی در شبکه های خبری و رسانه های مختلف جهان منتشر شد. اما اخیرا در پایگاه الکترونیکی یکی از مجلات نظامی گزارشی منتشر شده که تقسیم بندی سیاسی – جغرافیایی جدید منطقه که توسط آمریکا طراحی شده را نشان می دهد.

در این تقسیم بندی استقلال اراضی عراق، عربستان سعودی، سوریه، امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران مورد تجاوز قرار می گیرد.

در این تقسیم بندی کشور "کردستان" در شمال عراق تشکیل خواهد شد و بخشی از سرزمین های ایران، ترکیه، آذربایجان باکو و ارمنستان که "کرد نشین" هستند را شامل خواهد شد و بزرگترین کشور همپیمان غرب و به ویژه آمریکا در منطقه خواهد بود.

کشور "شیعستان" هم در جنوب عراق به وجود خواهد آمد و تعدادی از شهرهای جنوب غربی کشورمان و بخشی از سرزمین های شرق عربستان را نیز شامل خواهد شد.

کشور "سنیستان" هم در مناطق غربی عراق به وجود می آید و بخشی از سرزمین های سوریه و اردن را نیز شامل می شود.

می بینیم که این تقسیم بندی جدید در درجه اول از نظر مذهبی بوده و سپس قومی و آمریکا همواره سعی دارد که نشان دهد شهروندان این مناطق نیز با چنین تقسیم بندی به شدت موافقند. بی شک این تقسیم بندی بیشترین فایده را برای رژیم اشغالگر قدس در پی خواهد داشت.

طبق این گزارش مرحله دوم این طرح شامل تقسیم بندی جدید سیاسی – جغرافیایی امارات متحد عربی، یمن، افغانستان و پاکستان خواهد بود. در تقسیم بندی مرحله دوم یک کشور مذهبی مانند "واتیکان" هم در دل عربستان سعودی به وجود خواهد آمد که شامل شهرهایی مانند مکه و مدینه خواهد بود.

قابل ذکر است که در این تقسیم بندی می بینیم که جمهوری اسلامی ایران بیشترین کشوری است که سرزمین های خود را از دست خواهد داد.

تنها سوالی که در پایان مطرح می شود اینست که آیا آمریکا با وضعیت فعلی که در عراق دارد خواهد توانست با این طرح و برنامه ریزی به اهداف خود در منطقه دست یابد و خاورمیانه را در دست گیرد و یا اینکه این آرزو را با خود به گور خواهد برد؟!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:38  توسط فواد | 

 

برخی شهروندان اروپایی تصمیم گرفته اند برای همدردی با فلسطینیان غزه که طی روزهای اخیر در تاریکی کامل به سر می برند، امشب خاموشی اعلام کنند.

این تصمیم در واکنش به قطع برق نوار غزه و بیمارستانهای این منطقه که تاکنون موجب شهادت 5 کودک بیمار فلسطینی در این بیمارستان ها شده، گرفته شده و شهروندان اروپایی امشب (24/1/2008) تنها به مدت 20 دقیقه در تاریکی خواهند بود.

شعار "همه ما با غزه" توسط شهروندان اروپایی برای این اقدام انتخاب شده است.  شهروندان اروپایی هدف اصلی از این اقدام را تحرک برای پایان محاصره نوار غزه اعلام کرده اند.

گفتنی است این خاموشی از ساعت 8 شب امشب آغاز خواهد شد و برای روشن کردن محیط تنها از شمع استفاده خواهد می شود. در راستای این اقدام چراغ مساجد، کلیساها و همه اتحادیه و انجمن های غیر دولتی از جمله موسسات اسلامی نیز خاموش خواهند شد.

برگزارکنندگان این برنامه برای همراهی مردم جهان ابراز امیدواری کرده اند.

این واکنش ضعیف به کشتار و محاصره غزه در حالی صورت می گیرد که روز گذشته نیز نشست شورای امنیت بدون نتیجه پایان یافت و این شورا حتی از صدور یک بیانیه در محکومیت رژیم صهیونیستی خودداری کرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 17:35  توسط فواد | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:5  توسط فواد | 

"لبروتولد بریخت"، رمان، داستان و فیلمنامه نویس غربی است که بسیاری از تولیداتش حول و حوش مسأله "سکس" می گردد و ادعا مي كند هدف از اين نوشته ها، بررسی مشکلات و معضلات اجتماعی است.

وی در این زمينه می گوید اگر 20 سال بعد از مرگم دوباره زنده شوم و ببینم که تئاتر فیلمنامه هایی که نوشته ام هنوز در حال اکران است، بسیار غمگین می شوم، زیرا آن لحظه می فهمم که نوشته هایم که با هدف تأثیرگذاری بر جامعه نوشته شده، هنوز تأثیر خود را نگذاشته است.

با اين حال، مشخص نيست آیا نفوذ پدیده ای به نام "سکس" در ادبیات و هنر به خودی خود صورت گرفته و یا اینکه با انگيزه جذب مخاطب بیشتر و یا اهداف دیگری همراه بوده است؟ امروزه در کشورهای غربی به اینگونه کتابهایی که موضع آن "سکس" است، "کتاب خطرناک" گفته می شود.

تاریخ ادبیات "سکس" در جهان به اواخر قرن هفدهم برمی گردد. به وجود آمدن چنین ادبیاتی همزمان با تحولات بنیادین در عرصه سیاسی و فکری صورت گرفت. بلافاصله پس از ظهور چنین ادبیاتی، برخی مردان اندیشه و ادب به مبارزه با آن پرداختند زیرا آن را مخالف اصول و ارزشها می دانستند.

البته گفتنی است نویسندگان اینگونه کتابها ادعا می کنند که هدف از پرداختن به این گونه موضوعات، تحریک جامعه نیست بلکه بررسی این موضوعات و یا معضلات اجتماعی با زبان "ادبیات جدید" است.

اولین بار در تاریخ در سال 1723 میلادی قانونی در این زمینه تصویب شد که بر اساس آن هیچ نویسنده ای حق نوشتن در موضوعات دین، دولت و پادشاه را نداشت. البته قانونگذاران آن دوران، این پدیده را نيز بخشی از دین و مسائل اخلاقی و مقدس می دانستند بنابراین نوشتن در این زمینه هم ممنوع بود.

در سال 1819 میلادی، اولین بار قانونی مشابه قانون قبلی به طور کاملاً رسمی تصویب و لازم الإجرا شد. بر اساس این قانون، نویسندگان کتاب های "بد و فاسد" تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و بازداشت می شدند.

در فاصله زمانی میان قرن هفدهم تا قرن نوزدهم، غرب شاهد انتشار گسترده کتاب های "سکسی" که به اصطلاح "إیروسی" گفته می شد، بود که با نام مستعار برخی نویسندگان و یا بدون نام به چاپ می رسید. برای نمونه یکی از پرفروش ترین این کتابها، "فینوس در دیر" نوشته اسقف "دبی برا" بود. وی نام مستعار "اسقف نانت" را به جای نویسنده این کتاب قرار داد. موضوع این کتاب "تربیت جنسی دختران" بود.

از دیگر کتابهای مشهور در این زمینه می توان به "شب عجیب" که در 1794 نوشته شد، اشاره کرد. نویسنده این کتاب "دومنیک فیفون دونون" است. البته این کتاب برای اینکه با مخالفت افکار عمومی روبرو نشود، به جزئیات نپرداخت.

برخی از نویسندگان اینگونه کتابها که گاهی اسقف های دینی و گاهی نویسندگان عادی هستند، با پرداختن علمی به موضوع "سکس" سعی کرده اند ازدواج نکردن اسقف ها را مورد انتقاد شدید قرار داده و آن را مخالف سنت الهی معرفی کنند.

برخی نویسندگان این گونه کتابها، نویسندگان زن هستند که با پرداختن به اینگونه موضوعات از زبان خود مشکلات را مطرح می کنند. برای نمونه "پولین بیاج" در کتاب "داستان آوو" به مسأله خشونت مردان با همسران می پردازد.

برخی دیگر از نویسندگان با انتخاب چنین موضوعاتی سعی می کنند برخی مسائل اجتماعی جامعه را مورد بررسی قرار دهند. برای نمونه می توان فیلم "اوشین" را نام برد. گفته می شود نام این فیلم پیش از تعدیل "فقر و فحشا" بوده و به بررسی زندگی برخی از خانواده های فقیر در چین می پردازد. دخترکی که "اوشین" نام داشت، از روی فقر به ناچار در خانه های مختلف خدمتکار بوده و مورد سوء استفاده جنسی ثروتمندان قرار می گرفت.

نمونه دیگر این گونه فیلم ها، مستند ايراني "فقر و فحشا" ساخته "مسعود ده نمکی" است.

کتابهایی با موضوعات "سکس" در دوره معاصر نیز به چاپ می رسد. برخي از نويسندگان اين كتابها ادعا مي كنند هدف از نوشتن و چاپ آنها بررسی مشکلات و معضلات اجتماعی است و اين كتابها نبايد جزء آثار فاسد و غیراخلاقی به حساب آيند.

به بيان ديگر، نوعي همزيستي ميان ادبيات و هنر غرب با سكس، قابل انكار نيست. اين همزيستي بيش از آنكه دغدغه حل معضلات اجتماعي را داشته باشد، در انديشه جذب مخاطب است.

با اين حال، حجم توليد و ميزان اثرگذاري اين توليدات در مقايسه با توليدات كاملاً غيراخلاقي و تحريك آميز غرب چشمگير به نظر نمي رسد.

از سوي ديگر در جامعه ايراني، پرداختن به برخي سوژه ها از اين زاويه و با نگاه پرداختن به معضلات اجتماعي نيز با نوعي ساختارشكني همراه است. منتقدان اين رويه، نتيجه اين رويكرد را عبور از خط قرمزها دانسته و با اين استدلال كه مسائل اينچنيني، مسئله عام جامعه نيست، پرداختن به آنها را تنها موجب بسترسازي براي اباحي گري هاي بعدي مي دانند. سريال "ساعت شني" كه به تازگي از سيما پخش مي شود، يكي از اين موارد انتقادي است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 11:40  توسط فواد | 

يك روزنامه صهيونيستي در گزارشي به بررسي وضعيت يهوديان آلمان پرداخت و با اذعان نسبت به اينكه مسئله "هولوكاست" براي نسل جديد بي اهميت است، افزود: کلمه "صهيونيست" به یکی فحش های شایع در میان دانش آموزان و دانشجویان آلمانی تبدیل شده است.

"عوفر آدرت" روزنامه نگار سرشناس هاآرتص در اين گزارش كه با عنوان "یهودی؛ بدترین فحش آلمان شرقي"، درج شده نوشت: آخرین بررسی های انجام شده توسط "مرکز فدرالی آلمان برای آموزش سیاست" نشان می دهد که معلمان آلمانی نمی توانند به راحتی در درس تاریخ، مبحثی را که به "هولوکاست" اختصاص دارد، به دانش آموزان تدریس كرده و آن را همانطور که می خواهند براي آنان تشريح كنند.

مجله آموزشی "فوکوس- شولی" نیز در آخرین شماره خود طی مقاله ای به بررسی این موضوع پرداخته و در مصاحبه های مختلف، معلمان آلمانی این مشکلات و سختی ها را بیان می کنند. برای نمونه یکی از معلمان در این باره می گوید: یک بار داشتم به طور کامل موضوع "هولوکاست" را برای دانش آموزان توضیح می دادم. آنان به جای اینکه سوالاتی در مورد قربانیان و تعداد آنان بپرسند، در مورد مسائل حاشیه ای که اصلاً اهمیتی در این موضوع ندارد، سوال می کنند و این نشان دهنده بی اهمیت بودن موضوع برای آنان است.

این معلم تاریخ در ادامه می افزاید: باید بپذیریم که نسل جدید حساسیت کمتری نسبت به نسل گذشته در مورد این موضوع از خود نشان می دهد.

در ادامه این بررسی آمده است: زیاد بودن تعداد مهاجران شرقی در آلمان نیز به بی اهمیت شدن موضوع "هولوکاست" در این کشور کمک کرده است. کارشناسان آلمانی علت این مساله را افزایش روز افزون تعداد مسلمانان در این کشور می دانند.

این کارشناسان می افزایند مسلمانان طوری رفتار می کنند که تدریس این موضوع در مدارس به معنی تأیید و حمایت کامل "اسرائیل" است.

تاکنون چندین بار درس "هولوکاست" توسط استادان تاریخ حذف شده، زیرا آنان می دانند که در صورت تدریس، با واکنش شدید دانش آموزان روبرو خواهند شد.

در همین راستا از سوی دیگر "جوتفرید کوسلر"، کارشناس "موسسه پژوهشی و بررسی هولوکاست" که مقر آن در شهر فرانکفورت قرار دارد، در این باره می گوید: کلمه "صهيونيست" به یکی فحش های شایع در میان دانش آموزان و دانشجویان آلمانی تبدیل شده است.

از سوی دیگر "سوزان آوربن"، تاریخدان آلمانی در این باره می گوید: در تدریس این گونه مسائل باید از روش تدریس گذشته استفاده کنیم و متناسب با نسل جدید آن را آموزش دهیم، زیرا فرزندانمان در زمان دیگری نسبت ما زندگی می کنند. 

وی در ادامه افزود: در حالیکه امروزه کودکان و شهروندان مهاجر که از کشورهای شرقی به کشورهای غربی آمده اند و هر روزه شاهد اقدامات نژادپرستانه از سوی غربی ها هستند، چگونه می توانیم به آنان در مورد "هولوکاست" توضیح دهیم و سپس از آنان بخواهیم که به تسامح دینی ایمان داشته باشند و در کنار یکدیگر زندگی کنند؟!

البته گفتنی است کلمه "نازی" هم متقابلاً یکی از بیشترین فحش هایی است كه میان شهرک نشینان صهیونیستی ردوبدل مي شود.

 در همین راستا منابع آگاه در آمریکا نیز اعلام کردند: یهودیان افراطی نیز که از مخالفان سرسخت رژیم اشغالگر قدس هستند، همواره از کلمه "صهیونيست" برای فحاشی و توهین به یکدیگر استفاده می کنند.

برخی بررسی های نشان می دهد که مساله "هولوکاست" امروزه در میان خود جوانان صهیونیست نیز اهمیتی ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 14:25  توسط فواد | 

تاریخ شاهد حضور بسیاری از زنان در عرصه سیاست بوده است. زنان سیاستمدار به گونه های مختلف وارد عرصه سیاسی شده اند. برخی از آنان در مسیر زندگی و فعالیت های سیاسی خود در معرض ترور قرار گرفته و جان باخته اند و بسیاری دیگر نیز درحالیکه برای دست یافتن به مقامی بالاتر تلاش می کرده اند، ترور شده اند. برخی از زنان سیاسی نیز با کمک گرفتن از خون همسر و یا نزدیکان خود به قدرت رسیده اند.

"بی نظیر بوتو"، نخست وزیر پیشین پاکستان اولین زن سیاستمداری نبود که پس از ترور بستگانش مورد ترور سیاسی قرار گرفت و بی شک آخرین آنها نیز نخواهد بود.

"سونیا گاندی" که همسرش "راجف گاندی" بوده، پس از ترور همسر از نام وی استفاده کرده و پا در عرصه سیاست گذاشت. او اکنون یکی از چهره های سرشناس در هندوستان و رئیس یکی از احزاب بزرگ در این کشور است.

البته خود "بی نظیر بوتو" نیز پس از ترور پدرش "ذوالفقارعلی بوتو" توانست خود را بیشتر مطرح کند و جای پدر را در عرصه سیاسی پاکستان تصاحب کند.

لبنان هم که همواره در زمینه سیاسی داغ بوده نیز شاهد ترور شدن تعداد زیادی از سیاستمداران بوده است که در پی آن همسران و یا زنان نزدیک به ترور شده گان با استفاده از حادثه ترور خود را در عرصه سیاسی مطرح کرده اند. از جمله زنان سیاستمدار لبنانی که این گونه به قدرت رسیده اند می توان: "بهیه الحریری"، همسر "رفیق حریری"، نخست وزیر ترور شده لبنان، "نایله معوض"، همسر یکی از نمایندگان ترور شده پارلمان لبنان، "نایله توینی"، همسر "جبران توینی"، نماینده ترور شده پارلمان لبنان و غیره را نام برد.

از دیگر زنان لبنان، می توان "صولانج جمیل"، همسر "بشیر جمیل" را نام برد. "صولانج" تنها به مدت حدود دو ماه زن شماره یک لبنان بود. پس از گذشت دو ماه از به رئیس جمهور شدن "بشیر"، بر اثر انفجار یک خودروی بمب گذاری شده، ترور شد و جان باخت. پس از "صولانج" تصمیم گرفت از دنیای سیاست دور شود و تنها به خانه داری و تربیت فرزندان خود مشغول شود. پس از گذشت بیش از بیست سال یعنی در سال 2005 میلادی پس از ترور شدن "رفیق حریری"، نخست وزیر سابق لبنان، "صولانج" تصمیم گرفت با دیگر وارد عرصه سیاسی شود. اکنون وی یکی از سرشناس ترین چهره های جناح حاکم لبنان (14 مارس) می باشد. او اکنون نماینده پارلمان لبنان است.

از زنان دیگر که با استفاده از خون پدر وارد عرصه سیاسی شده، "نایله توینی" 25 ساله است. او به رغم جوان بودن برای این عرصه، بلافاصله پس از ترور پدرش در 12 دسامبر 2005میلادی، معاون مدیر موسسه "النهار" شد. گفتنی است "النهار" یکی از قدیمی ترین و بانفوذترین روزنامه های لبنانی به شمار می آید. خود وی می گوید: در حال حاضر به نماینده شدن در پارلمان لبنان فکر نمی کنم و نمی خواهم از تمام اوراقم فوراً استفاده کنم اما برخی منابع آگاه اعلام کردند وی در حال آماده کردن خود برای نامزد شدن در انتخابات آینده است. گفتنی است "جبران توینی" مدیر این موسسه بود.

داستان سیاستمدار شدن "ستریدا جعجع" همسر "سمیر جعجع"، فرمانده حزب "نیروهای لبنانی" با دیگران تفاوت دارد. "ستریدا" متولد 1967 میلادی در سال 1987 با "سمیر" آشنا شد. چهار سال بعد یعنی در 20/11/1991 با وی ازدواج کرد. پس از ازدواج "سمیر" از همسرش خواست رشته تحصیلی خود را از هنر دکور به علوم سیاسی تغییر دهد. وی نیز که به خوبی می دانست همسرش در معرض ترور قرار دارد، فوراً تحصیلات سیاسی خود را آغاز کرد. مدتی بعد "سمیر جعجع" از سوی دادگاه لبنان محاکمه و روانه زندان شد. از همان لحظه به بعد "ستریدا" از نام همسرش استفاده کرده و با قدرت وارد عرصه سیاسی لبنان شد. البته ناگفته نماند که زندانی شدن همسر بر این زن به اصطلاح سیاستمدار بی تاثیر نبود و موجب کاهش ده کیلویی وزنش شد تا جاييكه وي به خوردن قرص های آرام بخش روی آورد و به یک زن سیگاری که روزی دو پاکت سیگار می کشد، تبدیل شد!

او نیز مانند دوستش "صولانج جمیل"، پس از ترور "رفیق حریری" به جناح 14 مارس پیوست و فعالیت های سیاسی خود را به شدت افزایش داد و در انتخابات پارلمانی سال 2005 میلادی با مظلوم نمایی به خاطر در زندان بودن همسرش توانست رأی کسب کند و به پارلمان راه یابد.

در ایران نیز می توان به برخی از زنان مانند "فائزه هاشمي رفسنجاني"، "فاطمه هاشمي رفسنجاني"، "اعظم طالقانی"، "جمیله کدیور" و... اشاره کرد که با استفاده از نام پدر یا یکی از اقوام خود، توانستند پا در عرصه سیاست نهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 14:19  توسط فواد | 

برخی گزارش های خبری نشان می دهد نام "سلام فیاض"، نخست وزیر تحمیلی تشکیلات خودگردان فلسطین اکنون به عنوان تنها گزینه برای جانشینی "محمود عباس"، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، در ذهن مقامات امريكایی مطرح است.

"سلام فیاض"، نخست وزیر تحمیلی تشکیلات خودگردان فلسطین طی سال های 1987 تا 1995 میلادی در بانک جهانی در واشنگتن، مشغول به کار بود. وی پس از آن به عنوان نماینده فلسطین در صندوق بین المللی پول، انتخاب شد و تا سال 2001 میلادی در این پست باقی ماند. در سال 2002 میلادی "یاسر عرفات"، رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین با فشار امريكا و اتحادیه اروپا، ناچار شد وی را به عنوان وزیر دارایی فلسطین انتخاب کند. بلافاصله پس از انتخاب وی در این پست، امريكا و اتحادیه اروپا با مساعدت به دولت "عرفات" موافقت کردند و سیل کمک ها جاری شد، به طوریکه بودجه دولت فلسطین در آن سال به 1.28 میلیارد دلار رسید. "فیاض" علاوه بر وزارت دارایی، پست وزارت کشاورزی، گردشگری، اقتصاد ملی، نیرو و نیز وزارت برنامه ریزی را در دست گرفت.

اواخر سال 2005 میلادی، "سلام فیاض" یک حزب مستقل تشکیل داد. اين حزب در انتخابات پارلمانی در ژانویه 2006 میلادی، 2 کرسی را تصاحب كرد.

در سال 2007 میلادی، پس از اینکه "محمود عباس" دولت حماس را منحل کرد، "سلام فیاض" را به عنوان نخست وزیر انتخاب و وی را مسئول تشکیل دولت کرد.

اكنون حدود 5/1 سال تا پايان دوران ریاست "محمود عباس" در تشکیلات خودگردان فلسطین باقيست. منابع آگاه نزدیک به "ابومازن" اعلام کرده اند که او دیگر قصد ندارد خود را برای دوره ای جدید؛ یعنی دومین دوره، کاندیدا کند. در گذشته تنها گزینه مناسب نزد امريكایی ها برای جانشینی "ابو مازن"، "محمد دحلان" بود. اما او که حدود 3 ماه پیش به شدت با جنبش مقاومت اسلامی فلسطین "حماس" اختلاف پیدا کرد و به بهانه درمان، فلسطین را به سمت کشورهای اروپایی ترک کرد، کم کم رابطه پنهانی و پشت پرده خود با امريكا را نیز کم کرد. همین امر باعث شده است که نام او برای جانشینی "ابو مازن" از ليست امريكایی ها خط بخورد.

امريكایی ها پشت پرده و با واسطه "محمود عباس"، رایزنی هایی را با "محمد راتب غنیم" معروف به "ابو ماهر" که یکی از اعضای شورای مرکزی جنبش "فتح" است، در شهر امان پایتخت اردن آغاز کردند، اما وی به هیچ وجه نپذیرفت که این پست را پس از کنار رفتن "محمود عباس" در دست گیرد.

این رایزنی ها در حاشیه کنفرانس اتحادیه کارگران فلسطینی که در اردن تشکیل شد، برگزار گردید. البته این کنفرانس به دلیل مخالفت شدید "فاروق قدومی"، دبیر کمیته جنبش فتح، با برگزاری آن، به طور رسمی برگزار نشد، بلکه تاحدودی محرمانه بود. 

پس از نپذیرفتن "ابوماهر"، "سلام فیاض" که دارای گذرنامه امريكایی است، به عنوان تنها گزینه برای جانشینی "ابومازن" مطرح شد. منابع آگاه اعلام کردند که امريكا این مسأله را به مصر، عربستان سعودی و اردن نیز ابلاغ کرده است.

منابع آگاه از فلسطین خبر دادند، در چند مدت اخیر "سلام فیاض" به گونه ای با "محمود عباس" برخورد می کند که گویا در جایگاهی قویتر از او قرار دارد. حتی در یکی از نشست های غیر علنی که اخیرا در رام الله برگزار شد، "فیاض" با خشم بر سر "عباس" فریاد زد و گفت: "جرج بوش" مرا آورده و هیچ کس نمی تواند بر سر من منت گذارد.

گفتنی است "سلام فیاض" به شدت مورد احترام صهیونیستها و امريكایی ها قرار دارد. اثبات این مقوله این است که "جرج بوش" در توصیف وی گفت: او دوست خوب ماست. سفیر سابق رژیم صهیونیستی در امريكا نیز در مورد او چنین گفت: "فیاض" یک شخصیت فلسطینی است که در غرب مورد توجه و احترام است و غربی ها معتقدند که او با زبان غربی ها با آنان سخن می گوید. امريكایی ها بی نهایت به او اعتماد دارند.

فياض در حال گفتگو با ليوني وزيرامورخارجه رژيم صهيونيستي

برخی منابع آگاه اعلام کردند: "فیاض" به گونه ای نفوذ پیدا کرده که بدون اینکه عضو سازمان آزادیبخش باشد، در نشست های کمیته اجرایی این سازمان شرکت می کند.

 منابع نزدیک به "سلام فیاض" اعلام کردند او که اخیراً در بسیاری از مسائل با "ابومازن" اختلاف پیدا کرده، به شدت نگران جان خود است، زیرا معتقدند است که فعالان فلسطینی همواره برای ترور وی طراحی می کنند. علت این مساله آنست که "فیاض" از لحظه به قدرت رسیدن، برای خلع سلاح کردن گروه های مسلح فلسطینی تلاش بسیاری نموده است. "فیاض" از ترس جان خود و عدم اطمینان به نیروهای امنیتی فلسطین، طی تماسی تلفنی با سفیر امريكا در فلسطین، رسماً از وی خواسته که تعدادی نیروی امريكایی برای حفظ جان وی مامور کنند. "فیاض" حتی از فعالان جنبش فتح که به "ابومازن" نزدیک هستند، می ترسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 14:17  توسط فواد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
"بسم رب الحسین"
این عکسم که با یک نقاب سیاه است نشانگر شخصیت واقعی ام است.
من یه خبرنگار حزب اللهی آزاده هستم.
به نظر من خبرنگار باید همه اخبار و واقعیتها را با حفظ چارچوب اسلامی بیان کند.
آخرین آمار سربازان آمریکایی
کشته در عراق: 4200


نوشته های پیشین
4/20/2008 - 5/20/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
پیوندها
حرف های حساب
سمات
psp
خبرنگار اصولگرا
خبرکده
بانوی قدیس
پشت صحنه
فرانسه
شبه نظامی
اصلاح طلبان دانشگاه اراك
سمانه
طامات
فرياد سبز
طبيعت بكر
آينه عبرت
ایران سربلند ایرانی سرفراز
کاریکاتورهای محسن مالکی
دلاوری46
کلاشینکف دیجیتال
سيبستان
ختم قرآن
سیروسلوک من
خشت
شهربازی و نرم افزار
آقایی
افشای ماهیت وهابیت
صهیونیزم و ادیان
یادداشتهای پراکنده
تحلیل سیاسی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


سید حسن نصرالله


برنا
اخبار شیعیان

فالنامه نقاب
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












khesht